خرید بک لینک
دنیا کوچکتر از آن است که گمشدهای را در آن یافته باشی هیچکس اینجا گم نمیشود آدمها به همان خونسردی که آمدهاند چمدانشان را میبندند و ناپدید میشوند یکی در مه یکی در غبار یکی در باران یکی در باد و بیرحمترینشان در برف آنچه بر جا میماند رد پاییست و خاطرهای که هر از گاه پس میزند مثل نسیم پردههای اتاقت را!!! در ساحل قلبها فقط ردپاي دوست مي ماند ... وگرنه موج روزگار هر ردپايي را از بین می برد. مردم بسیاری وارد زندگی شما میشوند ، اما فقط رد پای دوست در قلبتان باقی میماند.پی نوشت: تا جایی که فرصت دارید واسه خودتون دوستای خوب پیدا کنید که هیچ چ

برچسب: رده پا حصین,رده پای ابی,رده پادشاهان ایران,رده پا,رد پای گریه هام,رده پادشاهان عثمانی,رده پادشاهان گوگوریو,رده بندی پاسپورت کشورها 2014,رده بندی پاسپورت کشورها 2013,رده بندي پاسپورت ها, نویسنده: سام حسنی تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 15:59

زندگی زیباست اگرچه سخت است میدانم نمی شود معنا کرد ... زندگی زیباست اگرچه سخت است جاده ای است هموار ...اگرچه پرپیچ و خم است دفتری است کوچک اگرچه پر معناست آسمانی است آبی اگرچه گاهی بارانی خاطراتش زیباست اگرچه پر معماست و در آخر ... دریایی است طوفانی که ساحلش آرام و قرار نداردپی نوشت: زندگی را باید زندگی کرد پس بهتره که با خوشی بگذره

برچسب: زیباست,زیباست زندگی,زیباست یادت,زیباست شب,زیباست دنیا,زیباست باران,زیباست شعر,عشق زیباست,مرگ زیباست,زن زیباست, نویسنده: سام حسنی تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 15:58

اعمال ما، همیشه رساتر از کلماتند. مثلاً تبسم شما به طرف مقابلتان میگوید: “من دوستت دارم، تو مرا خوشحال میکنی، از ملاقاتت خوشحالم.” تبسم خرجی ندارد، ولی چیزهای بسیاری میآفریند. لبخند بدون اینکه دهندهاش را فقیر کند، گیرنده اش را ثروتمند میکند. تبسم، یک لحظه بیشتر پایدار نیست، ولی گاهی خاطرهاش تا ابد باقی میماند. هیچکس آنقدر غنی نیست که نیازی به تبسم نداشته باشد و هیچکس آنقدر فقیر نیست که از عهده بخشش یک تبسم برنیاید. لبخند، خستگی را برطرف و افراد مأیوس را امیدوار میکند. لبخند، اشعه آفتاب است برای افسردگان و بهترین پادزهر ط

برچسب: لبخند,لبخند بزن,لبخند زندگی,لبخند تو,لبخند ژکوند,لبخند زیبا,لبخند تلخ,لبخند خدا,لبخند بزن به زندگی,لبخند میزنم, نویسنده: سام حسنی تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 15:58

ما نمیتوانیم خواست دیگران را برآوریم:باید به ندای درون گوش سپردجامعه,خانواده,دوستان,و رفقاهیچ کدام نمی دانند چه باید کردتنها خودمان از آن آگاهیم و تنها ما می توانیم راه درست را برگزینیم,پس هم اینکآغاز کنباجدیت بسیار , باید کوشیداز موانع بسیار باید گذشت, و قضاوتهای بسیاری را باید نادیده گرفتوهم پیش داوری ها را,اما تو می توانی آنچه بخواهی بدست بیاوریگربه سختی بکوشی,پس هم اینک آغاز کنتا زندگی ات همان باشد که میخواستی, تا زندگی ات عاشقانه باشدپی نوشت: چرا!هروقت می خوایم ی حرکتی رو انجام بدیم خودمون رو جای اون طرفی که این رفتاره ما روباید تحمل کنه نمی زا

برچسب: نویسنده: سام حسنی تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 15:58

به هيچکس اجازه نده تو را با يادآوري گذشته ات وادار به سرافکندگي کند...قدر داشته هاتون رو بدونيد تا حسرت نداشته هاتونو نخوريد .....ادمها وقتي دارن دروغ ميگن زيباتر به نظر ميان! !!پی نوشت :ســـــــــــــلام خواستم امسال هم یه پست بزارم تو وبلاگم این وبلاگ خاطرات خوب و بد منه با نوشتن اینجا یه جور سبک می شم در اوج ناراحتی یا در اوج خوشحالی امیدوارم که همیشه لب همتون خندون باشه چند تا متن کوتاه دیدم که فکر کنم به اینا خوب فکر کنیم حداقل می فهمیم که سر منشاه همه اتفاقات خودمانیم و بس

برچسب: کمی تفکر, نویسنده: سام حسنی تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 15:58

دیگر دایی احمد را فقط در خاطرات می توانم جستجو کنم...خاطراتی که انقدر تند از جلوی چشمانم می گذرد که مجال ثبتشان نیست. فصل مشترک تمام این خاطرات آه و افسوس ابدی است که تا گور همراه خود خواهم بردروزها و شبها بدون دایی سپری خواهد شد، و دیگر هیچ کوچه و خیابانی چهره دایی احمد را به خود نخواهید دید. صدایش هیچ جا جز در خاطرات طنین نخواهد انداخت. چقدر خوشبخت بودم که کسی را داشتم که با شنیدن غم و غصه هایم به لرزه می افتاد و از شادیهایم با تمام وجود شاد می شد. چه عمر کوتاهی داشت این خوشبختی...حالا من مانده ام و حسرت تکرار روزهایی که هیچ وقت باز نخواهد گشتپی نوشت

برچسب: دایی احمد,دایی احمدپور,علی دایی,احمد دایی زاده,پسر دایی,دایی و احمدی نژاد, نویسنده: سام حسنی تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 15:58

تو زندگی ما آدمها یه تاریخهایی هست که هر چه قدر هم دنیا با کاراش مشغولمون کرده باشه محاله که فراموشش کنیم مثل امروز و امروز دوباره متولد می شوی و شمع ها و ستاره هایی که به مهمانی آمده اند فرا رسیدن تولدت را در گوش قاصدک ها زمزمه خواهند کرد تا گرمای تابستانی از شون حضور بهار را لمس کند کمترین آرزوییم این است که هرگز چشمان مهربانت ،نامهربانی روزگار را نبینی و ساده میگوییم "حس بودن دوباره ات مبارک " پی نوشت: تقدیم به کسی که هیچ وقت نفهمه و نخواهد فهمید

برچسب: تقدیم به توکه زیبایی,تقدیم به تو,تقديم به تو,تقدیم به تو که بهترینی,تقديم به تو كه زيبايي,اپارات تقدیم به توکه زیبایی,تقدیم به تو که,تقدیم به تو که زیبای,تقديم به تو كه بهتريني,سریال کره ای تقدیم به توکه زیبایی, نویسنده: سام حسنی تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 15:58

خدایا

میخوام برم یک گوشه بنشینم

پشت به دنیا کنم

پاهایم را بغل کنم

بلند بلند گریه کنم و بگم

من دیگه بازی نمی کنم

پی نوشت : حال و روز این چند وقت من

برچسب: خدایا,خدایا شکرت,خدایا دوستت دارم,خدایا کمکم کن,خدایان مصر,خدایا دلم گرفته,خدایا خسته ام,خدایان ایران باستان,خدایان یونانی,خدایا کجایی, نویسنده: سام حسنی تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 15:58

دنگ...، دنگ .... ساعت گیج زمان در شب عمر میزند پی در پی زنگ. زهر این فکر که این دم گذر است میشود نقش به دیوار رگ هستی من. لحظهام پر شده از لذت یا به زنگار غمی آلودهاست. لیک چون باید این دم گذرد، پس اگر میگریم گریهام بی ثمر است. و اگر میخندم خندهام بیهودهاست. دنگ...، دنگ .... لحظهها میگذرد. آنچه بگذشت ، نمیآید باز. قصهای هست که هرگز دیگر نتواند شد آغاز. مثل این است که یک پرسش بی پاسخ بر لب سر زمان ماسیدهاست. تند برمی خیزم تا به دیوار همین لحظه که در آن همه چیز رنگ لذت دارد ، آویزم، آنچه میماند از این جهد به جای: خنده لحظه پنهان شده از چشمانم. و

برچسب: دنگ دنگ سهراب سپهری,شعر دنگ دنگ سهراب,شعر دنگ دنگ از سهراب,متن شعر دنگ دنگ سهراب, نویسنده: سام حسنی تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 15:58

صفحه بندی